بی اشتهایی عصبی یا بیماری آنورکسیا نوعی اختلال روانی است که ارتباط مستقیمی با آسیب های روحی فرد دارد و در اثر مشکلات جسمانی به وجود نمی آید. در این بیماری، فرد با وجود احساس گرسنگی، دچار یک نوع مقاومت غیرارادی در برابر غذا خوردن میشود.
با طولانی شدن روند بیماری آسیب های جسمی شدیدی به بدن وارد می شود. البته این تنها آسیبی نیست که در اثر ابتلا به بیماری آنورکسیا به وجود می آید و به مرور زمان آسیب های روحی مانند افسردگی حاد ، اختلالات اضطرای ، وسواس فکری نیز پدیدار میشوند (اگر به این موضوع علاقه دارید، می توانید مقاله نکات مهم در کاهش وزن اصولی را مطالعه کنید).
علائم جسمانی بیماری بی اشتهایی عصبی
با این که بیشتر مردم عدم خوردن غذا را تنها نشانه بی اشتهایی عصبی میدانند، اما باید بدانید با توجه به میزان پیشرفت این بیماری، علائمی مانند واکنش عصبی به غذا و مقابله با گرسنگی نیز از علائم دیگر این بیماری هستند. علائم بی اشتهایی عصبی به شرح زیر هستند:
- لاغری بیش از اندازه، به طوری که فرد در مدت کوتاهی وزن قابل توجهی را از دست می دهد
- خستگیهای افراطی و غیرقابل توجیه به طوری که فرد توانایی انجام کارهای روزمره خود را نداشته باشد
- بیخوابی در صورتی که فرد بسیار خسته هست
- خشکی پوست که از بی آبی بدن نشات میگیرد
- سرگیجه های طولانی شدید، ریزش مو ، تغییر رنگ پوست به زردی ، فشار پایین ، ابتلا به تپش قلب و …
علائم روانی بی اشتهایی عصبی
به غیر از علائم جسمی و فیزیکی، بی اشتهایی عصبی دارای علائمی است که به شرح زیر هستند:
- با توجه به این موضوع که این افراد تمایلی ندارند در رابطه با اینکه چقدر غذا خورده اند، به دیگران توضیح دهند و دیگران دائما به آنها اصرار می کنند، آنها دروغگو می شوند.
- این افراد دچار استرس غیرمعمولی در مورد چاق شدن می شوند و رژیم غذایی خود را به گونه ای تنظیم میکنند که کوچکترین احتمالی برای چاق شدن وجود نداشته باشد
- این افراد رفتارهای افراطی در مورد روزه گرفتن ، عدم دریافت غذا و نحوه رژیم خود دارند
- افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی به مرور زمان دچار کاهش میل جنسی میشوند
- بانوان مبتلا به این بیماری دچار بهم خوردگی نظم قاعدگی میشوند
دلایل ابتلا به این بیماری چیست؟
با توجه به این موضوع که بی اشتهایی عصبی منشا روانی دارد مانند میتوان این بیماری را ارثی و ژنتیکی دانست. معمولا، افرادی که دچار وسواس فکری هستند، بیشتر از سایر مردم به این بیماری مبتلا می شوند و روند بیماری به سرعت در این افراد پیشرفت میکند. باورهای غلط و تبلیغات بیش از حد باعث میشوند که فرد مدام در حال مقایسه خود با معیاری باشد که در تبلیغات می بیند، که در این حالت فرد کم کم به سمت کم غذا خوردن و در نهایت بی اشتهایی عصبی میرود.
استرس و بی اشتهایی عصبی
استرس میتواند بر اشتهای افراد اثر بگذارد. کسانی که به مدت طولانی استرس دارند و نمیتوانند آن را کنترل کنند، در بلند مدت به این بیماری دچار میشوند. همچنین، استرس ناشی از این فکر که ممکن است این افراد دچار اضافه وزن شوند، اجازه نمیدهد که غذا بخورند.
عوارض این بیماری چیست؟
بیماری بی اشتهایی عصبی مانند تمامی بیماریهای دیگر باعث بروز برخی عوارض میشود. این افراد معمولا به بیماری اختلال شخصیت دچار میشوند. همچنین، افراد بیمار از آسیب رساندن به خود لذت می برند و گاهی چنان احساس مبارزه ای نسبت به بدن خود پیدا میکنند که دست به خودکشی می زنند. این افراد به دلیل مصرف کم آب دچار بیماری های کلیوی میشوند. خون بدن آنها در وضعیت نرمال نیست و همین امر زمینه ساز ابتلا به بیماری های مختلفی می شود. از عوارض دیگر این بیماری میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ابتلا به کمخونی
- ابتلا به اختلالات قلبی
- پوکی استخوان
- کاهش بافت عضلات
- ابتلا به یبوست
- اختلالات کلیوی
عوارض بی اشتهایی عصبی | |
ابتلا به کم خونی | ابتلا به اختلالات قلبی |
پوکی استخوان | کاهش بافت عضلات |
ابتلا به یبوست | اختلالات کلیوی |
افزایش افسردگی | نیاز به انزوا و گوشه نشینی |
آسیب به سلامت پوست | کاهش حجم عضلات |
تمایل به استعمال مواد مخدر | تمایل به استفاده از الکل |
خودکشی یا آسیب به خود | تجربه مداوم حالت تهوع |
بی اشتهایی عصبی در کودکان
بی اشتهایی عصبی در کودکان نیز مشاهده میشود که به آن بولیمیا گفته میشود. کودکانی که از والدین خود دور میمانند یا ترس و استرس ترک کردن یا از دست دادن والدین خود را دارند، بیشتر به این بیماری مبتلا می شوند. همچنین، کودکان به خصوص دختران در نزدیک شدن به سن بلوغ حساسیت بیشتری روی ظاهر خود پیدا می کنند که همین امر سبب کم اشتهایی و در نهایت بی اشتهایی کودک می شود . کودکانی که از بیماری افسردگی رنج می برند بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند. موسسه جان هاپکینز بی اشتهایی عصبی در کودکان را به این صورت تعریف می کند:
Anorexia is a form of self-starvation. Children and teens with this health problem have a distorted body image. They think they weigh too much. This can lead them to severely limit how much food they eat.
بی اشتهایی عصبی نوعی گرسنگی دادن به خود است. کودکان و نوجوانان مبتلا به این بیماری، تصویر مدخوشی از بدن خود دارند و فکر می کنند که وزنشان خیلی زیاد است. این امر باعث می شود که آنها به شدت میزان غذای مصرفی خود را محدود کنند.
سوالات پرتکرار در مورد بی اشتهایی عصبی
در این بخش تلاش می کنیم به سوالات پرتکرار در مورد بی اشتهایی عصبی پاسخ دهیم.
آیا بیاشتهایی عصبی فقط در زنان رخ میدهد؟
بیاشتهایی عصبی بیشتر در زنان شایع است، اما این اختلال میتواند در مردان نیز رخ دهد. در واقع، اگرچه درصد بیشتری از افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی زنان هستند، اما مردان نیز ممکن است تحت تاثیر این اختلال قرار گیرند. برخی از تحقیقات نشان دادهاند که حدود 10 تا 25 درصد از افرادی که به بی اشتهایی عصبی مبتلا هستند، مردان هستند. این موضوع نشان میدهد که بیاشتهایی عصبی محدود به جنسیت خاصی نیست و میتواند بر هر فردی، با هر پسزمینهای، تاثیر بگذارد.
در بسیاری از موارد، بی اشتهایی عصبی در مردان کمتر شناسایی میشود، زیرا این اختلال بهطور سنتی با زنان و فشارهای اجتماعی مربوط به ظاهر بدن آنها مرتبط است. با این حال، مردان نیز ممکن است تحت فشارهای مشابهی مانند ایدهآلهای بدن لاغر یا عضلانی قرار گیرند و به همین دلیل در معرض خطر بیاشتهایی عصبی قرار گیرند. بیاشتهایی عصبی در هر دو جنس میتواند منجر به مشکلات جسمی و روانی جدی شود. بنابراین، تشخیص و درمان زودهنگام این اختلال در هر دو جنس ضروری است تا از آسیبهای احتمالی جلوگیری شود.
آیا بیاشتهایی عصبی خطرناک است؟
بله، بی اشتهایی عصبی یک اختلال خوردن بسیار خطرناک است که میتواند به شدت بر سلامت جسمی و روانی فرد تأثیر بگذارد. این اختلال با کاهش شدید وزن و محدود کردن مصرف غذا همراه است که میتواند منجر به سوءتغذیه، ضعف سیستم ایمنی، و مشکلات جدی قلبی، گوارشی و عصبی شود. بیاشتهایی عصبی در طولانیمدت میتواند به آسیبهای غیرقابل جبران به اندامهای مختلف بدن، از جمله کلیهها و استخوانها، منجر شود. همچنین، افرادی که به بیاشتهایی عصبی مبتلا هستند، ممکن است دچار مشکلات هورمونی، از جمله اختلالات قاعدگی در زنان و کاهش تراکم استخوانها شوند که خطر شکستگیها را افزایش میدهد.
از لحاظ روانی، بیاشتهایی عصبی میتواند به افسردگی، اضطراب و اختلالات روانی دیگر منجر شود که روند درمان را پیچیدهتر میکند. این اختلال میتواند بر روابط اجتماعی و خانوادگی فرد تاثیر منفی بگذارد و باعث انزوا و کاهش کیفیت زندگی شود. بنابراین، بی اشتهایی عصبی نه تنها خطراتی برای سلامتی جسمی ایجاد میکند، بلکه تاثیرات روانی و اجتماعی شدیدی نیز دارد. تشخیص زودهنگام و درمان مناسب این اختلال بسیار ضروری است تا از بروز آسیبهای جدی جلوگیری شود.
چگونه میتوان از بیاشتهایی عصبی پیشگیری کرد؟
پیشگیری از بی اشتهایی عصبی نیازمند آگاهی، آموزش و حمایت در زمینههای مختلف است. یکی از مهمترین راههای پیشگیری، ارتقا آگاهی عمومی درباره اهمیت تغذیه سالم و پذیرش تنوع بدنی است. بیاشتهایی عصبی غالباً به دلیل فشارهای اجتماعی و فرهنگی برای داشتن بدنی لاغر و بیعیب ایجاد میشود، بنابراین ایجاد محیطهایی که در آنها تنوع اندامها و سلامت روانی ارجحیت داشته باشد، میتواند مؤثر باشد.
در کنار این، آگاهی از علائم اولیه بیاشتهایی عصبی و تشویق به شناسایی زودهنگام این اختلال میتواند کمک کند تا افراد سریعتر تحت درمان قرار گیرند. آموزش خانوادهها و معلمان درباره اختلالات خوردن و نحوه شناسایی آنها در نوجوانان نیز بسیار ضروری است.
همچنین، حمایت روانی برای افرادی که در معرض خطر بیاشتهایی عصبی هستند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. تقویت خودباوری، کاهش فشارهای اجتماعی و روانی، و فراهم کردن فضاهای حمایتی میتواند از بروز این اختلال جلوگیری کند. بهطور کلی، پیشگیری از بیاشتهایی عصبی نیازمند تغییر در فرهنگ اجتماعی و فردی است تا سلامت جسمی و روانی افراد به درستی حفظ شود.
سخن پایانی
در نهایت، بیاشتهایی عصبی یک اختلال پیچیده و جدی است که نه تنها بر سلامت جسمی بلکه بر وضعیت روانی فرد تأثیرات زیادی میگذارد. پیشگیری از این اختلال نیازمند آگاهی، آموزش و حمایت از افراد در سطح فردی و اجتماعی است. ایجاد محیطهایی که در آنها پذیرش تنوع بدنی و اهمیت سلامت روان مورد توجه قرار گیرد، میتواند از بروز بیاشتهایی عصبی جلوگیری کند.
در صورتی که فردی با علائم این اختلال روبهرو شود، درمان زودهنگام و حمایت روانی از اهمیت زیادی برخوردار است. با کمک درمانهای مناسب، افراد مبتلا به بیاشتهایی عصبی میتوانند به بهبود وضعیت خود دست یابند و از آسیبهای جدی جسمی و روانی جلوگیری کنند.
در نهایت، حفظ سلامت جسمی و روانی نیازمند حمایت جامع از افراد است و باید بهطور جدی به این اختلالات پرداخته شود تا افراد بتوانند زندگی سالم و متعادلی را تجربه کنند.
ارسال پاسخ